خرید بک لینک
دلتنگم.میدونم هنو خیلی زوده دلتنگ شدن اما مگه میشه صدای گرفته پدر رو شنید و دلتنگ نشد؟ مگه میشه غم صدای مادر رو حس کرد و بیقرار نشد؟..چقد دوس دارم بهشون بگم ک چقد محتاج گرمای دستاشونم اما دلم نمیخواد بفهمن ک ب این زودی دلتنگشون شدم چون میدونم دلشون پیشم میمونه..وقتی امشب مادرم زنگ زد و گف سر شام و ناهار همش دلم پیشته ک چی میخوری دلم عجیب گرف...کلاسام سه روزه آخر هفتس.. روزای ک کلاس ندارم یکسره دارم رو تقویت انگلیسیم کارمیکنم.فقط موقع ناهار و نماز و ۱ساعت آخرشب استراحت میکنم..خداروشکر از همین الان دارم پیشرفتم رو حس میکنم..محتاج دعاتونم عزیزای من..دوستان ا

برچسب: چقدر دلتنگی,دلتنگی چقدر سخته, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 21:14

حس جالبی میتونه باشه اونی ک تو دنیای واقعی گمش کردی به طورتصادفی بیاد تو وبت و برات کامنت بزاره...ما ک این حس رو تجربه نکردیم شما رو نمیدونم..

برچسب: حس جالب,حس جالب من,کوروش مقیمی حس جالب,دانلودآهنگ حس جالب کوروش مقیمی,احساس یه حس جالب, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 23:53

یه زمانی وقتی کنارم بودی و نگاهم میکردی باورش سخت بود که روزی این نگاه خالی از احساس شود..اما حالا راحت باورکرده ام که حتی احساس تنفر هم تو چشمانت نیست...بی تفاوت شده ای ..کاملا بی تفاوت(درسته ک قراربود دیر به دیر آپ بشم اما نمیشه صدای این دل رو که این روزا سخت بیقرار شده خفه کرد..زیاد وقتم رو نمیگیره چون با گوشی آپ میشم)

برچسب: کامنت ها راجع به علیرضا حقیقی, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 23:53

تعجب نکن که دیگر دلم برایت نمی تپد..مگر دل زخمی جانی هم برای تپیدن دارد؟!

برچسب: دلم دیگر نمی خندد,دل است دیگر نمی فهمد,دیگر دل نمی بندم,دیگر دلم هوای سرودن نمی کند,دیگر دلم برایت تنگ نمیشود,دلم دیگر هیچ نمیخواهد,دیگر دلم تنگ نمیشود, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 23:53

حس بدیه که مطمئن باشی کاملا از زندگی طرف دیلیت شدی ،،خودتم فکر کنی ک اون دیگ نقشی تو زندگیت نداره اما با دیدن یکی ک فقط شبیه اونه، دلت بلرزه و بفهمی که فقط داشتی خودتو فریب میدادی...خیلیا سخت وارد زندگیت میشن و خیلی راحت از زندگیت میرن...باید به این خیلیا گفت: لعنتی ها برگردین،، فقط برگردین و دلی رو که گرفتین رو پس بدین و بعدش برین..زندگی کردن بدون یکی از اعضای بدن سخته واقعا سخته..

برچسب: نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 7:47

خداروشکر که با استاد موقرنژاد آشناشدم امروز باکلی خجالت رفتم خونش تا ازش راهنمایی بگیرم.خیلی بهم دلگرمی داد.. بیشتر ازخودم بهم اعتماد داره.خیلی دوسش دارم امیدوارم خداسایه ی این آدمای بزرگ رو از زندگیمون کم نکنه..خودش استاد انگلیسیه..من یک ماه واس انگلیسی مقدماتی پیشش کلاس میرفتم تو کلاس هم خیلی قبولم داشت...خیلی استادخوبیه ..هیچ وقت عیب و ایراد کسی رو توسرش نکوبید..ازوقتی ازپیشش برگشتم خیلی انگیزه گرفتم خوشحال شدم ک حداقل یه استاد درکم کرد..ازفردا میخوام جدی عمل کنم حالا ک روش تقویت کردنه خودمو یادگرفتم دیگه جای استرس و نگرانی نیس.به امیدخدا خودمو می

برچسب: خوبم,خوبم مرسی,خوبم, باور کنید,خوبم خوبم خوبم خوب,خوبم مثل,خوبم رفیق,خوبم اما,خوبم سینا حجازی,خوبم به ترکی,خوبم به ترکی چی میشه, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 18:36

پر از بغضم..پر از آشوب..پر از دلتنگی و گریه..پراز ترس و پر از شگوه.. پر از کینه ،کسی اینو نمی بینه.. اونی که ساکته اینجا ،،گلوشو بغض پرکرده ..تموم دلخوشیش اینه خدا روزاشو میبینه...(خدایابخاطر به امیدتو این همه ریسک رو پذیرفتم کنارم باش نذار ترس تو دلم بیاد..)

برچسب: بغض,بغض النظر,بغض یعنی,بغض دریا,بغض دريا,بغضم گرفته وقتشه ببارم,بغضت دلیل دیوونگیمه,بغض به انگلیسی,بغض گریه تو گلوم,بغض شهاب مظفری, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:59

میخوام گرگ باشم.. توی این جامعه ای ک بیشتره نگاه ها بوی تعفن میده آهوبودن آخره حماقته...

برچسب: دلم پره درده,دلم پره خدا,دلم پره,دلم پره از دنیا,دلم پره ازت,دلم پره از همه,دلم پره خدایا,دلم پره ازش,دلم پره از زندگی,دلم پره از روزگار, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 19:52

این روزا هضم مشکلاتم برام سنگین شده...

برچسب: نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 16:51

سلاااام عزیزای دلم.خوبین؟منم خداروشکرخوبم ..امروزغروب برگشتم شهرم آخه تا ده روز کلاسی نداشم که بخوام اونجا بمونم.با اینکه فقط سه روز ازتون دوربودم دلم براهمتون یه ذره شده بود...شما رو نمیدونم..کلی حرف برا گفتن دارم اما میدونم اگه متنم طولانی بشه حوصله خوندنشو ندارین ولی سعی میکنم خلاصه ش کنم.اول از هم اتاقی هام بگم که خیلی خوبن و همشونم خداروشکر مازندرانی هسن.. زیاد احساس غریبی ندارم اونجا دلتنگ میشم اما برخلاف اونچه که فکرشو میکردم به لطف خدا غربت زیاد اذیتم نمیکنه.. دوم از درس و دانشگاه بگم که این سه روزی مغزم سوت کشید إنقد که درسام سنگینه..دو تا از ا

برچسب: نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 8:39

صفحه بندی